دوره ی پیش سلسله ای درمصر

جمع آوری کمک ترجمه

برای اینکه دانش آموزان در سراسر جهان بتوانند به صورت رایگان در مورد تاریخ یاد بگیرند، ما باید مطالب را در بسیاری از زبان های مختلف ارائه دهیم. امروز اهدا کنید و به ما در ترجمه کمک کنید تا بتوانیم یک تاثیر واقعا جهانی ایجاد کنیم. ممنون!
$900 / $3000

تعریف

Joshua J. Mark
توسط ، ترجمه شده توسط Rihanna Badban
منتشر شده در 18 January 2016

متن اصلی انگلیسی: Predynastic Period in Egypt

Female Figurine, Predynastic Egypt (by Brooklyn Museum, Public Domain)
مجسمه ی یک زن، مصر پیش سلسله ای
Brooklyn Museum (Public Domain)

دوره ی زمانی پیش سلسله ای در مصر باستان به دوره ای قبل از زمان ثبت تاریخ مصر از عصر پارینه سنگی تا عصر نوسنگی تا زمان ظهور اولین سلسله ی مصر اطلاق می شود و در کل به بازه ی زمانی بین 6000 تا 3150 سال قبل از میلاد گفته می شود( هرچند که با توجه به شواهد موجود شامل دوره ی طولانی تری است). با اینکه هیچ سند نوشته شده ای از این زمان یافت نشده است، با حفاری های باستانشناسی در سرتاسر مصر اشیای باستانی پیدا شده است که نشان دهنده ی توسعه و پیشرفت فرهنگ در دره ی رود نیل هستند. دوره های زمانی پیش سلسله ای مصر نام خود را از نواحی و شهرهایی گرفته اند که این صنایع و اشیا پیدا شدند و این نام ها نشان دهنده ی فرهنگ ها و تمدن های موجود در این مناطق نمی باشند.

اصطلاح "دوره ی پیش سلسله ای " قبل از اینکه اشیای باستانی کشف و ثبت بشوند و در روزهای اولیه ی اکتشافات باستانشناسی در مصر به وجود آمد، این اتفاق باعث شد بین بعضی از کارشناسان این بحث به وجود بیاید که دقیقا در چه زمانی این دوره ی پیش سلسله ای آغاز و در چه زمانی پایان یافته است. این محققان نام دیگری به عنوان "دوره پروتودیناستیک" یا "سلسله صفر" را برای مدت زمان نزدیکتر به دوره سلسله ای اولیه (حدود 2613-3150 قبل از میلاد) پیشنهاد می کنند.هرچند که این نام به صورت گستره پذیرفته نشده است و اصطلاح" دوره ی پیش سلسله ای" برای دوره ی زمانی قبل از آغاز دوره ی سلسله ای تاریخ مصرپذیرفته شده است.

تاریخ مانتو

در رابطه با تاریخ مصر باستان، کارشناسان به شواهد باستانشناسی و نوشته های باستانی مثل تاریخ شمار مانتو اعتماد می کنند. مانتو کاتبی بود که تاریخ مصر را در سلسله ی سوم قبل از میلاد در کتابی به عنوان Aegyptiaca نوشت. کارشناس Douglas J. Brewer تاریخ شمار مانتو را اینگونه توصیف می کند: " در حقیقت تاریخ مانتو تقویمی است که حوادث اتفاق افتاده در مصر ازقدیم تا اخیر مطابق با سلطنت یک فرعون خاص را نوشته شده است"(8). Brewer راجع به انگیزه ی مانتو از نوشتن تاریخ مصرمی گوید:

پایه و اساس سیستم تاریخ شماری به زمان اسکندر مقدونی بر می گردد. بعد از مرگ اسکندر، امپراطوری وی بین ژنرال هایش تقسیم شد؛ سرزمین با شکوه مصربه یکی از این ژنرال ها به نام بطلمیوس رسید. در زمان سلطنت پسر بطلمیوس یعنی بطلمیوس دوم فیلادلفوس ( 280 ق.م) یک کاهن مصری به نام مانتو تاریخ مختصری از سرزمین مادری خود برای فراعنه ی جدید نوشت. مانتو از اهالی شهر سبنیتوس در دلتا بود و با سنت های قدیمی کاتب ها آموزش دیده بود. هرچند که کاهنان مصری برای دادن ریز اطلاعات به مسافران مشهوربودند(که اغلب این اطلاعات به طور عمدی اشتباه بود) هیچ کس سعی نکرده بود تاریخ کاملی از مصر، به ویژه برای خارجی ها ، تهیه کند(8).

متاسفانه، دست نوشته ی اصلی مانتو گم شده است و تاریخ شماری که به نام مانتو باقی مانده است از تلاش تاریخدان هایی مانند Flavius Josephus 37-100 میلادی است. این قضیه باعث شده است که در رابطه با دقت اطلاعات به دست آمده از این تاریخ شمار بحث پیش بیاید، با این حال، در رابطه با تاریخ مصر باستان این تاریخ شمار پایه و اساس کار تاریخدانان، باستانشناسان و کارشناسان مربوط است. تمامی اطلاعات مربوط به دوره ی پیش سلسله ای به یافته های باستانشناسی و تفسیر این یافته ها به وسیله ی باستانشناسان و محققان در طول دویست سال اخیر تکیه دارد ولی این نکته حائز اهمیت است که توالی های تاریخی همانطور که تاریخ داده شده برای این فرهنگ ها نشان می دهد، مانند فصل های یک کتاب به صورت یکپارچه یکدیگر را دنبال نمی کردند. فرهنگ ها باهم همپوشانی داشتند و با توجه به بعضی از تفاسیر به صورت واضح می توان " فرهنگ های متفاوت" در دوران پیش سلسله ای را تحولات یک فرهنگ واحد دانست.

Nile Delta
دلتای نیل
Jacques Descloitres (NASA) (CC BY-NC-SA)

ساکنین اولیه

با توجه به نظر بعضی از کارشناسان اولین شواهد موجود ازسکونت انسان در مصر مربوط به هفتصد هزار سال قبل می باشد. قدیمی ترین شواهد مربوط به بنای ساخته شده در منطقه ی وادی هلفا در نوبی باستان درکشور امروزی سودان کشف شد. این جوامع به وسیله ی گردهمایی جوامع شکارچیان به وجود آمدند. این شکارچیان خانه هایی متحرک می ساختند که کف آنها از ماسه پوشیده شده بود و بیشتر به وسیله ی پوست و موی حیوانات پوشیده می شد و احتمالا به وسیله ی تیرک های چوبی حفظ می شدند؛ البته این سازه ها قرن ها پیش از بین رفتند، اما فرورفتگی های ساخته شده توسط بشر در زمین ، با کف سنگی، باقی مانده است. این فرورفتگی های سنگی به وسیله ی باستان شناس لهستانی Waldemar Chmielewski در دهه 80 میلادی کشف شدند و به عنوان " حلقه های چادر" نامگذاری شدند که به وسیله ی آنها می توان یک پناهگاه سیارمانند پناهگاه های امروزی به وجود آورد. قدمت این حلقه های چادر به اواخر دوره پارینه سنگی حدود هزاره چهلم قبل از میلاد بر می گردد.

جوامع شکارچی در این ناحیه در دوره هایی زندگی می کردند که به نام های Arterian و Khormusan معروف هستند دراین دوران ابزار سنگی با مهارت بیشتری ساخته می شدند. فرهنگ Halfan در 30000 سال قبل از میلاد در ناحیه ای بین مصر و نوبی ظهور کرد که جای خود را به فرهنگ های Qadan و Sebilian و Harifan در 10000 ق.م داد. تمام این جوامع شکارچی بوده اند که در آخر به صورت جامعه ای غیر مهاجر و بومی در آمدند و به کشاورزی پرداختند. Brewer می نویسد:

یکی از جالب ترین اسرار مصر در زمان ما قبل تاریخ انتقال از پارینه سنگی به نوسنگی است که این امر با گذر از مرحله ی شکار به کشاورزی تعریف می شود. اطلاعات کمی راجع به اینکه چگونه و به چه علت این اتفاق افتاد در دسترس است. به احتمال زیاد در هیچ جایی این انتقال فرهنگی به اندازه ی شهر فیوم قابل دسترس نیست(58).

شهر فیوم Fayyum( یا واحه ی فیوم) یک حوضه رودخانه ی طبیعی است که در قسمت جنوب شرقی منطقه ی جیزه قرار دارد، این منطقه باعث بوجود آمدن فرهنگ معروف به Faiyum A شد (6000-9000 ق .م). این مردمان در این منطقه در اطراف یک دریاچه سکنی گزیدند و به کشاورزی، شکار و ماهیگیری مشغول شدند. شواهدی در دست است که نشان دهنده ی مهاجرت فصلی در این منطقه می باشد ولی در کل مردم در این منطقه به طور ثابت و همیشگی زندگی می کردند. از اولین آثار هنری کشف شده از این دوره می توان به تکه هایی از سفال اشاره کرد که به نظر می رسد قبلا در اوایل سال 5500 قبل از میلاد در آبیدوس یک صنعت بوده است.

توسعه و پیشرفت فرهنگ در مصر سفلی

اهالی فیوم کلبه هایی از نی با انبارهای زیرزمینی برای ذخیره دانه ها ساختند. احشام، گوسفند و بز را اهلی کردند و در سبدبافی وسفالگری پیشرفت کردند. دولت قبیله ای متمرکز در این دوره به روی کار آمد، روسای قبیله جایگاه قدرت را تصاحب می کردند که احتمالا این جایگاه در خانواده به نسل بعدی منتقل می شده است. جوامع از قبیله های کوچکی که با هم سفر می کردند به گروه های گسترده ای از قبایل مختلف که به طور مداوم در یک منطقه زندگی می کردند، رشد کرد.

تمدن های MA'ADI و TASIAN تقریبا هم زمان با تمدن EL-OMARI توسعه یافتند که این تمدن ها با پیشرفتهای بیشتر در معماری و فن آوری مشخص می شوند.

تمدن Faiym A جای خود را به تمدن Merimda ( مریمدا 4000-5000 ق.م) داد؛ این نامگذاری به این دلیل است که مصنوعاتی در منطقه ای به نام مریمدا در غرب دلتای نیل پیدا شد. با توجه به نظرمحقق Margaret Bunson خانه هایی که از نی در دوره ی Faiyum A ساخته می شدند " جای خود را به کلبه های چوبی با باد شکن دادند و بعضی از آنها از اقامتگاه های نیمه زیرزمینی استفاده می کردند و برای این اقامتگاه ها دیوار هم می ساختند. مکانهای کوچک ، به صورت ردیفی و احتمالا بخشی از یک الگوی دایره ای شکل بودند. انبار غلات از کوزه های سفالی یا سبدهایی تشکیل شده بود که تا گردن در زمین مدفون شده بودند "(75). این پیشرفت ها با ظهور تمدن El-Omari در 4000 ق.م بیشتر هم شد در این زمان خانه های بیضی شکل با مهارت بیشتر و دیوارهای گلی گچبری شده ساخته می شد. آنها ابزارهای تیغه ای را توسعه دادند و حصیر بافی را برای اتاق هایشان و دیوارها آغاز کردند وسرامیک های با کیفیت تری ساختند. فرهنگ های Ma'adi و Tasin تقریباً هم زمان با El-Omari توسعه یافتند که این فرهنگ ها با پیشرفتهای بیشتر درمعماری و فن آوری مشخص می شوند. آنها کار سرامیک را بدون تزئینات که از دوره El-Omari آغاز شده بود ادامه دادند و از سنگ های آسیاب استفاده کردند. مهم ترین پیشرفت آنها در زمینه ی معماری بوده است چرا که آنها ساختمان های بسایر بزرگی با اتاق هایی زیرزمینی، راه پله و اجاق در منطقه ساختند؛ قبل از آن در فرهنگ Ma'adi اکثرا اجساد مردگان در خانه هایشان و یا نزدیکی آن دفن می شدند ولی در حدود 4000 ق.م از قبرستان ها استفاده می شد. Bunson می گوید " دراین منطقه مانند منطقه ی Wadi Digla سه قبرستان استفاده می شده است، هرچند که بقایای جسد چند جنین در خانه ها پیدا شدند"(75). پیشرفت در انبارهای نگهداری کوزه ها و سلاح ها نیز در این زمان صورت گرفته است.

تمدن های مصر علیا

تمامی تمدن های ذکر شده تا به حال، در مصر سفلی یعنی شمال مصر و نزدیک دریای مدیترانه ظهور کردند در حالیکه تمدن های مصر علیا بعدا ظهور کردند. به نظر می رسد که تمدن Badarian ( بداریان 4000-4500 ق.م) شاخه ای از تمدن Tasian باشد که البته این قضیه مورد بحث است. محققانی که به این نظریه معتقد هستند به شباهت بین سفالگری هر دو تمدن و نیز شواهد دیگری از جمله ابزار سازی اشاره دارند در حالیکه محققان دیگری که با این نظریه مخالف هستند می گویند که تمدن Badarian بسیار پیشرفته تر بوده است و به صورت مستقل توسعه پیدا کرده است.

مردمان تمدن Badarian مانند تمدن پیشین در چادرهای سیاری زندگی می کردند ولی با این تفاوت که این مردمان در درجه ی اول به زندگی درون کلبه علاقه مند بودند. آنها کشاورزانی بودند که به کشت و زرع گندم، جو و گیاهان دارویی مشغول بودند و در کنار خوردن سبزیجات و گیاهان به شکار هم می پرداختند و از حیوانات اهلی برای تهیه غذا و لباس و لوازم مورد نیاز برای ساخت چادر استفاده می کردند. تعداد زیادی وسایل درون قبر از این دوره پیدا شده است که شامل اسلحه و ابزار مثل پرتاب چوب، چاقو، نیزه و هواپیما می باشد. مردم اجساد را در قبرستان ها دفن می کردند و آنها را به وسیله ی پوست حیوانات می پوشاندند و بر روی حصیری ازجنس نی می خواباندند. در این دوره به همراه جسد، غذا و وسایل شخصی نیز دفن می شد که نشان دهنده ی یک تغییر در باورهای مردم بوده است ( یا حداقل تغییردرمراسم خاکسپاری) به طوریکه به این باور رسیده بودند که متوفی به وسایلی در زندگی پس از مرگ نیاز دارد. در تمدن Badarian سفالگری به طور چشمگیری پیشرفت کرده بود و سفال هایی که تولید می شد به مراتب ظریف تر و نازک تر از قبل ساخته می شدند.

پس از تمدن Badarian تمدن Amratian ( یا Naqada I) در زمان 3500-4000 ق.م به روی کار آمد؛ در این تمدن خانه ها با کیفیت و مهارت خیلی بیشتری ساخته می شدند.

پس از تمدن Badarian تمدن Amratian ( یا Naqada I) در زمان 3500-4000 ق.م به روی کار آمد؛ در این تمدن خانه ها با کیفیت و مهارت خیلی بیشتری ساخته می شدند که احتمالا دارای پنجره و اجاق پخت و پز، دیوارهایی از تیرک و خاک رس و بادشکن در خارج از درب اصلی بودند. سفالگری مانند هنرهای دیگر مثل مجسمه سازی به درجه ی اعلای خود رسیده بود . سفال های سیاه رنگ تمدن Badarian جای خود را به سفال های قرمز رنگی دادند که با تصاویر انسان و حیوان آذین می شدند. در زمانی حدود 3500 قبل از میلاد تمرین مومیایی کردن آغاز شد و وسایل متعلق به فرد مرده درون قبر قرار می گرفتند. این پیشرفت ها در دوره ی تمدن Gerzean ( یا تمدن Naqada II در زمان 3200-3500 ق.م) به درجه ی بالاتری هم رسیدند؛ در این دوره بازرگانی و تجارت با ملل دیگر به وجود آمد که باعث تغییر در فرهنگ و هنر این مردمان شد. Bunson در این باره می نویسد:

حذف آگهی ها

Advertisement

پیشرفت فزاینده ی تجارت باعث به وجود آمدن توسعه در مهارت های هنری مردم این منطقه شد و تآثیرفرهنگ فلسطین بر سفالگری این دوره مشهود است چرا که در سفال ها شاهد به وجود آمدن لوله ی آبریز و دسته هستیم. یک نوع سفال با رنگ روشن در تمدن نNaqadda II به وجود آمد که از خاک رس و کلسیم کربنات تشکیل شده است. اساسا در ابتدا ظروف سفالی دارای تصاویر قرمز رنگ بودند ولی در این زمان بر روی آنها تصاویری از حیوانات، قایق، درخت و گیاهان کشیده می شد. این قضیه محتمل است که این سفال ها به صورت عمده به هدف تجارت تولید می شدند. مس در سلاح ها و جواهرات به کار برده می شد و مردم این منطقه از ورق های طلا و نقره استفاده می کردند. تیغه های سنگ چخماق بسیار ماهرانه ساخته می شد و مهره ها و طلسم هایی که به صورت زیورآلات استفاده می شدند از فلز و سنگ لاجورد درست می شدند(76).

خانه ها از آجر و حیاط های گران قیمت تر( البته این حیاط ها بعدا به موارد عادی درخانه های مصریان تبدیل شدند) ساخته می شدند. قبور افراد مرفه بیش از پیش به وسیله ی چوب تزئین می شدند و طاقچه هایی در آنها ساخته می شد که محل قرار دادن هدایا و پیشکش ها بود. شهر آبیدوس که در شمال نقاده(Naqada) واقع شده است، به منطقه ی مهمی برای دفن اجساد تبدیل شد و مقابر بسیار بزرگی( یکی از این مقابر دارای دوازده اتاق است) در این منطقه ساخته شدند به طوری که این منطقه تبدیل به شهری برای مردگان شد. برای ساختن این مقابر اساسا از آجرهای گلی استفاده می شد ولی، بعدا در زمان سلسله ی سوم از سنک آهک به دقت تراش خورده و عظیم ساخته می شدند؛ در آخر این منطقه تبدیل به یک آرامگاه برای فراعنه شد.

نوشته های هیروگلیف در حدود 3200-3400 قبل از میلاد توسعه یافت.

حتی در این زمان هم شواهدی وجود دارند که نشان می دهند مردم اجساد مردگان خود را در آبیدوس به خاک می سپردند و به همراه آنها وسایل مورد نیازشان را دفن می کردند. در این زمان شهرهای خویس و هیراکنپولیس قدیمی و باستانی محسوب می شدند و شهرهای تینیس ونقاده و نخن به سرعت در حال پیشرفت بودند. نوشته های هیروگلیفی در زمانی حدود 3200-3400 ق.م توسعه پیدا کردند و برای ثبت سوابق استفاده می شدند ولی هیچ جمله ی کاملی از این دوران پیدا نشده است. اولین نوشته های مصری در این زمان در آبیدوس کشف شد؛ این نوشته ها بر روی سفال، مهرهایی از خاک رس، استخوان و قطعاتی از عاج بودند. با توجه به شواهد موجود جملات کامل هیروگلیفی تا زمان سلطنت فرعون پریبسن در سلسله ی دوم( 2670-2890 ق.م) پدیدار نشدند.

این دوره منجر به دوره زمانی Naqada III شد( ناکادای سوم 3150-3200 ق.م) که همان طور که در بالا به آن اشاره شد، به سلسله ی صفر یا دوره ی پروتوداینستیک هم معروف است. بعد از دوره ی ناکادای سوم، دوره ی سلسله ی اولیه مصر و تاریخ ثبت شده ی آن آغاز می شود.

Narmer Palette [Two Sides]
[پالت نارمر [ دو طرف
Unknown Artist (Public Domain)

تمدن Naqada III و آغاز تاریخ مصر

دردوره ی تمدن نکادای سوم( یا نقاده ی سوم) به دلیل اینکه مصریان با شهرهای بین النهرین در تجارت بودند، شاهد تآثیرات و نفوذ چشمگیر تمدن بین النهرین هستیم. در این زمان روش های پخت آجر و ساختمان سازی، همانند مصنوعاتی مثل مهرهای استوانه ای، نمادهای روی دیوار قبور، طراحی بر روی سفال و احتمالا حتی اساس و پایه ی مذهب مصریان باستان از بین النهرین تآثیر پذیرفته است. بازرگانی باعث شد علاوه بر ورود کالا، افکار و ارزش های جدید هم به مصر وارد شود و یک ترکیب جالب از تمدن نوبی، بین النهرین و مصر به وجود بیاید ( اگرچه این نظریه مورد بحث است). مقبره های ساخته شده در شهرهای آبیدوس و هراکنوپولیس نشان دهنده تآثیر فرهنگ بین النهرین بر مصر می باشند. تجارت با کنعان منجر به افزایش مستعمرات مصر در جنوب اسرائیل کنونی شد و تأثیرات کنعانی را می توان از طریق سرامیک های این دوره تعیین کرد. به واسطه ی تجارت جوامع رشد کردند و شکوفا شدند و جمعیت هر دو منطقه ی مصرعلیا و سفلی افزایش یافت.

با توجه به نظر برخی محققین، سه فرعون آخردوره ی پروتوداینستیک اسکورفین اول، اسکورفین دوم و کا بوده اند.

جوامع کوچکی که در خانه های آجری زندگی می کردند به مراکز بزرگتر شهری تبدیل شدند که خیلی زود به خاطر تجارت کالا و منابع آبی به هم حمله ور شدند. در این زمان سه شهر بزرگ مصر علیا تینیس، نکادا و نخن بودند. به نظر می رسد که اهالی شهر تینیس به شهر نکادا وسپس نخن یورش بردند. این جنگ ها به وسیله ی اسکورفین اول و دوم رهبری شدند البته هویت این دو پادشاه با کا و نارمر مورد مناقشه است. با توجه به نظر برخی محققین، سه فرعون آخردوره ی پروتوداینستیک اسکورفین اول، اسکورفین دوم و کا بوده اند( کا به عنوان سخن Sekhen که یک لقب است هم شناخته می شود). این فراعنه همگی قبل از اینکه نارمر لشکرکشی کند ومصر را متحد کند و اولین سلسله ی مصر را تاسیس کند می زیستند.

امروزه نارمر به عنوان فرعونی به نام منس هم شناخته می شود که نام منس برگرفته از تاریخ شمار مانتو می باشد ولی این ادعا به صورت گسترده پذیرفته نشده است. نام منس فقط در تاریخ شمار مانتو و لیست فراعنه ی تورین پیدا شده است این درحالی است که وجود نارمر به عنوان یک فرعون به وسیله ی کشف لوح سنگی نارمر، یک نشانگرسال مصری که نام وی را نشان می دهد و مقبره ی وی ثابت شده است. گفته می شود که منس به دو منطقه ی مصر لشکرکشی انجام داده است و شهر ممفیس را به عنوان پایتخت خود ساخته است در حالیکه ادعا می شود نارمر مصر را در صلح متحد کرده است. این نتیجه گیری به نظر درست نمی آید چرا که با توجه به لوح سنگی نارمر که یک لوح سنگی 64 سانتی متری است، نارمر به عنوان یک رهبر جنگی به دشمنان خود حمله کرده و منطقه را تصرف کرده است.

تا به حال بر سر اینکه کدام یک از این دو ادعا درست تر است و یا اینکه آیا این دو فرعون در واقع یک شخص واحد هستند اتفاق نظری حاصل نشده است؛ ولی بیشتر محققین معتقدند که نارمر همان منس ذکر شده در کتاب مانتو می باشد. این ادعا هم وجود دارد که نارمر آخرین فرعون دوره ی پیش سلسله ای است و منس اولین فرعون دوره ی سلسله ای است، به انظمام اینکه منس را همان فرعون هور-آها می دادند در حالیکه در کتاب مانتو گفته شده است هور-آها جانشین منس است. در هر صورت، چه یک فرعون بزرگ ( نارمر یا منس) مصر را متحد کرده باشند یا خیر، این فرعون یک دولت مرکزی تآسیس کرد و دوره ی اولیه سلسله ای مصر آغاز شد که مسیر را برای تمدنی هموار کرد که سه هزار سال به طول انجامید.

حذف آگهی ها

آگهی ها

دربارۀ مترجم

Rihanna Badban
من علاقه مند به مصرشناسی هستم. بیش از پانزده سال است که در زمینه ی مصرشناسی مطالعه می کنم. یکی از کتاب های مورد علاقه ی من در این زمینه کتاب درآمدی بر باستانشناسی مصرباستان نوشته ی کاترین ای. بارد است.

دربارۀ نویسنده

Joshua J. Mark
جاشوا جی. مارک نویسنده ی مستقل و استاد نیمه وقت فلسفه در کالج ماریست در نیویورک، در یونان و آلمان زندگی کرده و به مصر سفر کرده است. وی در سطح کالج، تاریخ، نویسندگی، ادبیات و فلسفه تدریس کرده است.

ارجاع به این مطلب

منبع نویسی به سبک اِی پی اِی

Mark, J. J. (2016, January 18). دوره ی پیش سلسله ای درمصر [Predynastic Period in Egypt]. (R. B. , مترجم). World History Encyclopedia. برگرفته از https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-14292/

منبع نویسی به سبک شیکاگ

Mark, Joshua J.. "دوره ی پیش سلسله ای درمصر." ترجمه شده توسط Rihanna Badban . World History Encyclopedia. تاریخ آخرین تغیی January 18, 2016. https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-14292/.

منبع نویسی به سبک اِم اِل اِی

Mark, Joshua J.. "دوره ی پیش سلسله ای درمصر." ترجمه شده توسط Rihanna Badban . World History Encyclopedia. World History Encyclopedia, 18 Jan 2016. پایگاه اینترنتی. 27 Nov 2021.